الشيخ محمد علي الگرامي القمي
22
حاكميت و قانون اساسى در اسلام (فارسى)
اجتهاد نظر اسلام را نمىدانند بايد تقليد كنند و البته از مجتهدى كه در اين فن وارد بوده و اصطلاحاً « اعلم » ، در اين مسائل است پيروى كنند ، به فرض اينكه در مسائل ديگر « اعلم » نباشد اين مطلبى است كه همه قبول دارند . در كتاب « عروة الوثقى » تأليف مرحوم آية اللّه يزدى رحمة الله عليه و اين حدود - 12 حاشيه بر آن از معارف علماء گذشته و حاضر است كه در برابر من قرار ، در مسئلهى 47 از مسائل تقليد مىگويد : هنگامى كه دو مجتهد يكى در احكام عبادات و ديگرى در معاملات اعلم بودند « احتياط واجب » است كه در تقليد خود تجزيه كنند و همچنين اگر يكى در برخى عبادات و ديگرى در برخى ديگر از عبادات . . . » و تمام علمائى كه بر عروه حاشيه دارند - به آن مقدار كه تذكر دادم - همين مطلب را قبول دارند با اين تفاوت كه بعضى چون آية اللهّ خوئى و آية اللّه حكيم - دامت بركاتهما بجاى « احتياط واجب » صريحاً فتوى داده و به اصطلاح فقاهت كلمهى « اقوى » و « اظهر » به كار مىبرند و بنابراين مردم مقلد هر مرجعى باشند در اين گونه مسائل بايد از كسى تقليد كنند كه بر تمام افراد روشن و بىغرض بلكه بر هر اجتماع ثابت شده است كه كوششهاى پى گيرش بسيار بجا و براى حفظ دين و استقلال مملكت اسلامى لازم بوده است . به هر حال اين مسائل بايد مورد بحث قرار گرفته تشريح شود تا امت اسلام در جريان قرار گيرند ، نظر اسلام را بدانند ، فساد را از صلاح تميز دهند ، بدانند كه بايد با صالح همكارى كرده با فاسد ستيزه نمايند ، تا مغرضين نتوانند از بى خبرى مردم سوء استفاده كرده كسى چون « ابو موسى اشعرى » را كه به قول شاعر معاصرش :